سر از کار چشمات کسی در نیاورد که هر کی تو رو خواست یه روزی بد آورد

هنوزم زمستون بیادت بهاره تو قلبم کسی جز تو جایی نداره

صدای دلم ساز ناسازگاره سکوتم به جز تو صدایی نداره

تو خواب و خیالم همش فکر اینم که دستاتو بازم تو دستام ببینم

ولی حیف از این خواب پریدم که بازم با چشمام به راحت بشینم